چرا احساس ناامیدی می کنم؟

چرا احساس ناامیدی می کنم؟

رؤیاها برای روان مانند اکسیژن برای ریه ها هستند. اگر به سمت آنها حرکت کنیم، هورمون های شادی آزاد خواهند شد و با نادیده گرفتن آنها احساسات بد را تقویت کرده ایم.

ناامیدی و افسردگی شاید چیزی جز دلسردشدن ذهن شما نسبت به امکان شکل گرفتن رؤیاهایتان نباشد. شاید فکر کنید در حال حاضر رؤیایی ندارید و به خاطر بی توجهی به رؤیاهایتان دلسرد و افسرده هم نیستید. ولی اگر به گذشته خود نگاه کنید، خواهید دید که در زندگی خود نسبت به کارهای مختلفی شور و شوق داشته اید. ولی چون برای بدست آوردن آن برنامه ریزی و تلاشی نکرده بودید، خود به خود آنها را نادیده گرفته اید.

بعضی ها برای رؤیاهای خود می جنگند و امید و خوش بینی را در ذهن خود زنده نگه می دارند تا بتوانند سعادتی را که در نظر دارند در آینده بدست آورند. در حالی که دیگر افراد رؤیاهای خود را در ضمیر نا خودآگاه خود دفن می کنند و تا آخر عمر ناامید و افسرده باقی می مانند.

« نادیده گرفتن رویاها »

بعضی افراد به خود دروغ می گویند و اینگونه به خود تلقین می کنند که آنچه اکنون دارند همان چیزی است که می خواسته اند. مانند فردی که می خواهد مدیر یک سازمان بزرگ باشد و برای خود کار کند، اما در عمل فقط به یک سرپرستی ساده و کار کردن با دستمزدی ناچیز رضایت می دهد در حقیقت به نا خودآگاه خود می گوید که مدیر شدن راهی طولانی و خسته کننده است و استرس زیادی را برای بالا رفتن از پله های ترقی باید تحمل کنم. پس بهتر است از خیر آن بگذرم.

حتی بعضی از افراد کم کم به دروغی که به ناخود آگاه خود می گویند اعتقاد پیدا می کنند و دچار تضادی می شوند که منجر به افسردگی شدید می شود.

تا زمانی که رؤیاهای خود را زنده نکنید، افسرده باقی خواهید ماند.

البته نباید قناعت را با سرکوب رؤیاها اشتباه بگیرید. قناعت ابزاری قدرتمند است و افرادی که این ابزار شگفت انگیز را دارند، راحت تر می توانند به اهداف والای خود دست پیدا کنند.

راه حل این مسئله چیست؟!

یک راه حل بسیار کارا وجود دارد که به مقداری دلگرمی و امیدواری نیاز دارد. گرد و خاکی که روی رؤیاهایتان گرفته است، پاک کنید. اکنون وقت خانه تکانی است. رؤیاهای خود را از تار عنکبوتی که گرفته است، پاک کنید. رؤیایی را که همیشه در آرزوی داشتنش بودید، زنده کنید. برای رسیدن به آن فعالیت کنید و قبول کنید که تا کنون به خود دروغ می گفتید که نمی توانید رؤیای خود را به حقیقت تبدیل نمایید.

فقط در این صورت است که می توانید دوباره نفس بکشید و ضمیر ناخود آگاه شماست که می فهمد این زندگی ارزش زحمت کشیدن را دارد و دیگر نیازی به افسردگی و نا امیدی نیست.

حرفی را که بیشتر مردم می زنند قبول نکنید. شما برای درمان افسردگی خود به هیچ درمانی نیاز ندارید به غیر از اینکه به زندگی خود معنا ببخشید و هیچ چیز بیش از جنگیدن برای هدف نمی تواند به زندگی معنا و مفهوم ببخشد. آن هم هدفی که بزرگترین و والاترین هدف شماست!

مطالب مرتبط