تفاوت فروش و خرید

تفاوت فروش و خرید

ما چیزهای بیشماری را می‌خریم که به ما فروخته نشده‌اند. ما به ابتکار خود خرید می‌کنیم تا آرزوها و خواسته‌هایمان را برآورده کنیم. وقتی این کار را انجام می‌دهیم تقریبا بدون اینکه فکر کنیم اقدام به خرید می‌کنیم. در حالیکه وقتی چیزی به ما فروخته می‌شود درباره آن فکر می‌کنیم.

برای اینکه فروشنده موفقی باشیم باید بدانیم که مردم وقتی چیزی به آنها فروخته می‌شود چگونه فکر می‌کنند. این را خریداران به شما نمی‌گویند ولی اگر توجه کنید می‌توانید به آن پی ببرید. یکی از راه‌های پی بردن به طرز فکر افراد این است که خودتان را در موقعیت آنها قرار دهید. بیایید یک امتحانی بکنیم.
تصور کنید در طی یک مسافرت در جاده‌ای طولانی رانندگی می‌کنید. ناگهان متوجه می‌شوید که بنزین‌تان رو به اتمام است. در این موقع جاده خیلی طولانی‌تر از معمول به نظر می‌رسد. شما به این فکر می‌کنید که باید هر چه سریعتر بنزین بزنید. نوع آن برایتان مهم نیست، همینطور اینکه از کجا می‌خرید و از چه کسی می‌خرید. حتی در این موقعیت اگر لازم باشد حاضرید پول بیشتری نیز بپردازید.

با دیدن تابلوی «خروجی بعدی به طرف جایگاه پمپ بنزین»، خیال‌تان راحت می‌شود. سپس در حالیکه بیشتر از چند قطره بنزین در باک باقی نمانده، وارد جایگاه می‌شود. کارگر پمپ بنزین، مشغول پر کردن باک بنزین شما است و یا شیشه ماشین را تمیز می‌کند، اما شما اصلا متوجه نمی‌شوید و فقط به این فکر می‌کنید که دیگر مشکلی وجود ندارد.

در این موقع مسئول جایگاه با نگاهی پرمعنا به شما نزدیک می‌شود و می‌گوید: «اگر من جای شما بودم حتی یک کیلومتر هم با این لاستیک رانندگی نمی‌کردم» و سپس اضافه می‌کند که می‌تواند لاستیک را عوض کند.

شما جواب می‌دهید: «کدام لاستیک؟» ناگهان دنیا جلوی چشمان شما عوض می‌شود. آیا این مرد نگران ایمنی ماشین و سلامت من است یا اینکه می‌خواهد چند دلاری کاسبی کند. بله شاید یک لاستیک لازم داشته باشم ولی نه با هر قیمتی. اسم لاستیکش هم که تا حالا به گوشم نخورده، نکنه پولم را دور بریزم. اصلا اینجا چه جور جایی است.

در واقع تازه دارید با دور و بر تان آشنا می‌شوید. حالا دیگر آن جزئیات بی‌اهمیت، برایتان مهم می‌شود. آیا اینجا یک پمپ بنزین مناسب است؟ آیا کارکنان آن از پس این کار بر می‌آیند؟ آیا می‌توانند لاستیک را به سرعت عوض کنند یا اینکه شاید مرا کلی اینجا علاف کنند. آیا واقعا لازم است که لاستیک عوض شود، پس چطور همین لاستیک مرا کاملا سالم تا اینجا آورده است؟ از کجا معلوم که این لاستیک جدید من را به مقصد برساند؟

در حالیکه حرفهای مسئول جایگاه را می‌شنوید، این سؤالات به همراه کلی سؤالات عذاب‌آور دیگر به سرعت از ذهن‌تان می‌گذرد، ولی به او نمی‌گویید که به چه می‌اندیشید. البته نباید هم بگویید. زیرا هنوز نمی‌دانید که به این شخص واقعا اطمینان دارید یا نه.
در واقع شما بدون قصد قبلی، مشتری شده‌اید و این مسئول جایگاه که او را نمی‌شناسید، فروشنده شده است. این فکرها به این دلیل از ذهن‌تان می‌گذرد که شما این خرید را به ابتکار و زمان‌بندی خودتان انجام نداده‌اید، بلکه فردی دیگر قصد دارد چیزی را به شما بفروشد که ممکن است مورد نیازتان باشد یا نباشد. شما مجبورید بدون آمادگی قبلی در این مورد تصمیم‌گیری کنید. اینکه آیا این کار درست است یا نه؟

هنگامی که کالایی را می‌فروشید، تمام آن سؤال‌هایی که در جایگاه پمپ بنزین از ذهن‌تان گذشت، برای مشتری شما نیز پیش خواهد آمد. دانستن این مطلب می‌تواند شانس‌تان را برای یک فروش موفق افزایش دهد.

وقتی می‌خواهید چیزی را به مشتری‌تان بفروشید، در تصمیم‌گیری‌اش برای خرید، پنج سؤال برایش پیش می‌آید، هر چند که خودش از آنها بی‌خبر باشد. در حالیکه وقتی خودش تصمیم به خرید می‌گیرد فقط دو تا از این سؤال‌ها برایش مهم می‌شود: یکی محصول و دیگری قیمت.

به محض اینکه از این پنج عامل تصمیم‌گیری در خرید آگاه شوید می‌توانید با استفاده صحیح از آنها طوری با مشتری برخورد کنید که تمام این تصمیمات به درستی گرفته شود. این باعث می‌شود که شما به خریداران خود نزدیکتر شده و در فروش موفق‌تر شوید.

این پنج تصمیم و ترتیب‌شان از این قرار است:

۱٫تصمیم درباره شما یعنی فروشنده

۲٫تصمیم درباره شرکت شما

۳٫تصمیم درباره محصول یا خدمات شما

۴٫تصمیم درباره قیمت محصول یا خدمات شما

۵٫تصمیم درباره زمان خرید

این مقاله برگرفته از ترجمه کتاب World Class Selling با نام «فروش حرفه‌ای» است. Roy E. Chitwood نویسنده این کتاب، بیش از ۴۰ سال است که روش مطرح شده در کتابش را توسعه، تمرین و آموزش داده و مشاور تعدادی از بزرگترین شرکتها در زمینه استراتژیهای فروش بوده است. به عنوان مدیرعامل شرکت Max Sacks International، شرکت پیشرو در زمینه آموزش فروش، به ۲۵۰،۰۰۰ فروشنده از ۳۰۰۰ شرکت در سرتاسر دنیا، کمک کرده تا بازدهی فروش خود را بهبود دهند.

مطالب مرتبط